وبلاگicon
یاشاسین آذربایجان
مورخ: ٢٩ بهمن ۱۳٩۱❀۸:٥٥ ‎ق.ظ ❀ نگارنده : ترک قیزی
امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم ، آب و نان را جیره بندی کرده ایم ، عطش همه را هلاک کرده ، حالا همه با شهدا در کنار هم در انتهای کانال خوابیده ایم. دیگر کسی تشنه نیست و امیدوارند به دست سیدالشهداء سیراب شوند.

{یادداشت یکی از شهدای گردان حنظله لشگر 27 محمد رسول الله (ص) که در کانال منطقه عملیاتی فکه در حین تفحص بدست آمده است}


مورخ: ٢۸ بهمن ۱۳٩۱❀۱٢:۱۱ ‎ب.ظ ❀ نگارنده : ترک قیزی

"DeleAria Group www.delearia.com"

 

 در ابتدا لازم است به چند نکته اشاره کنیم:



1ـ مفهوم غایب بودن امام به این معنا نیست که وجود ناپیدا و رؤیایی دارد! بلکه آن حضرت مانند سایر انسآنها از یک زندگی طبیعی، عینی و خارجی برخوردار است، به طوری که آن حضرت در میان مردم و در دل جامعه رفت و آمد دارد و گفتار مردم را میشنود و بر اجتماعات آنها وارد میشود و سلام میکند. او مردم را میبیند، ولی این مردمند که نمیتوانند جمال مبارک آن حضرت را ببینند. به عبارتی دیگر هر چند امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ ظهور ندارند ولی حضور دارند. به یک معنا این مردمند که از امام خویش غایبند.
 



ادامه مطلب
مورخ: ٢٤ بهمن ۱۳٩۱❀۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ❀ نگارنده : ترک قیزی

وقتی دل مومنی را شکستیم چه کنیم؟

امام صادق(علیه السلام) فرمود: چون نگریستى کسى را که پائین‏تر از توست، باید وى را با رفق و ملایمت به سوى خود بالا برى؛ و بر او گفتارى و مطلبى را که طاقت آن را نداشته باشد تحمیل نکنی که در این صورت او را خواهى شکست!
علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی در کتاب نفیس «روح مجرد» یادنامه استاد سلوکی خویش، سید هاشم حداد می‌نویسد: حضرت آقا کراراً و مراراً دیده شد که روایت عبد العزیز قراطیسى را براى رفقا قرائت مى‏‌نمودند؛ که حتماً باید سیر و سلوک الی الله با رفق و مدارا طى شود، اعمال سخت و سنگین سالک را مى‌‏کُشد و نفس وى را مى‏ شکند، به طوری که دیگر قادر بر حرکت نیست، عیناً مانند مسافر پا شکسته؛ وى چگونه می‌تواند بیابان را طى کند؟!

وی می‌نویسد: این روایت را کلینى در «اصول کافى» نقل کرده است و عین مضمونش این است که عبد العزیز قَراطیسى روایت کرده است:

قال لى أَبو عبدِاللَهِ علیه السَّلامُ: یا عبدَالعزیزِ! إنَّ الإیمانَ عَشرُ درجاتٍ بِمنزِلَةِ السُّلَّمِ یصعَدُ منهُ مَرقاةً بعدَ مَرقاةٍ و لا یقُولَنَّ صاحبُ الإثنَینِ لصاحبِ الواحدِ: لَستَ عَلَى شَى‏ءٍ! حَتَّى ینتَهىَ إلَى العَاشِرِ. فلا تُسقِطْ مَنْ هو دُونکَ فَیسقِطَکَ مَن هو فَوقَکَ. و إذَا رَأَیتَ مَن هُو أَسفَلُ مِنکَ بِدرجةٍ فَارفَعهُ إلَیکَ بِرفقٍ، و لا تَحملنَّ عَلیهِ ما لا یطِیقُ فَتَکسِرَهُ! فَإنَّ مَن کَسَرَ مُۆمِنًا فَعَلَیهِ جَبرُهُ.

حضرت صادق (علیه السلام) به من گفتند: اى عبد العزیز! ایمان ۱۰ درجه‏ دارد مثل نردبان که باید از آن پله پله یکى پس از دیگرى بالا رفت. نباید کسى که داراى دو درجه از ایمان است به آنکه داراى یک درجه از ایمان است بگوید: تو داراى منزلت و مقامى از ایمان نیستی! و همینطور درجه به درجه تا برسد به درجه دهم. و نباید تو ساقط کنى و از ارزش بیندازى آن کس را که پائین‏تر از توست؛ که در این صورت ساقط می‌کند و از ارزش مى‌‏اندازد تو را آن کس که بالاتر از توست!

و چون نگریستى کسى را که پائین‏تر از توست، باید وى را با رفق و ملایمت به سوى خود بالا برى؛ و بر او تحمیل ننمائى گفتارى و مطلبى را که طاقت آن را نداشته باشد که در این صورت او را خواهى شکست! و کسى که مۆمنى را بشکند، بر عهده اوست زخم‌بندى و التیام شکستگى استخوان‌هایش.»

جبر به معنى شکسته‏‌بندى است، و جابر و جبار به شکسته بند می‌گویند. یعنى کسی که موجب شکستگى و ضعف و تردید و شک در ایمان مۆمنى شود به واسطه إلقاء مطالب سنگین توحیدى و اسرار الهیه که وى طاقت تحمل و ادراکش را نداشته باشد، بر عهده اوست که جبران کند و آن قدر رنج و زحمت بر خود تحمل نماید تا رفع شبهه شود؛ و گرنه در روز بازپسین وى را قاتل یا جارِح به حساب آورده و مطالبه دیه از او خواهند کرد
علامه طهرانی می‌افزاید: جبر به معنى شکسته‏‌بندى است، و جابر و جبار به شکسته بند می‌گویند. یعنى کسی که موجب شکستگى و ضعف و تردید و شک در ایمان مۆمنى شود به واسطه إلقاء مطالب سنگین توحیدى و اسرار الهیه که وى طاقت تحمل و ادراکش را نداشته باشد، بر عهده اوست که جبران کند و آن قدر رنج و زحمت بر خود تحمل نماید تا رفع شبهه شود؛ وگرنه در روز بازپسین وى را قاتل یا جارِح به حساب آورده و مطالبه دیه از او خواهند کرد.

سراسر عالم همه عشق است؛ عشق بالا به پائین و عشق پائین به بالا

روزى بنده از استادم سید هاشم حداد به طور گلایه و شکوه سۆال کردم: مگر در دعا نمى‌‌خوانیم: بکُم یجبَرُ المَهیضُ و یشفَى المَریضُ؛ به واسطه شماست که استخوان شکسته التیام مى‏‌پذیرد و مریض شفا مى‏‌یابد؟ و در صورتی که این خطاب با ائمه علیهم‌السلام صادق باشد، چرا اولیاى خدا – و مقصودم خود آقای حداد بود – این استخوان‌هاى شکسته و در رفته ما را جَبر نمى‌کنند و امراض روحى ما را شفا نمى‌بخشند؟! و خلاصه امر:

صد ملک دل به نیم نظر می‌توان خرید خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند

و این هم در وقتى بود که استاد، تازه از زیارت برگشته و خسته بود. ناگهان از این سۆال تکانى خورد و سپس سر خود را به زیر انداخته مدتى تأمل کرد و سپس گفت: کار اولیاى خدا غیر از شکسته‌بندى استخوان و شفاى امراض کار دیگرى نیست؛ ولى باید دانست که: آن شکستگى استخوان و آن مرض بیمار هم به دست ایشان است؛ چون از ناحیه خداست. و حضرت حق جل و علا خودش مى‌شکند، و خودش التیام می‌دهد. خودش مریض می‌کند و خودش شفا مى‌‏بخشد. اینها همه عشق بازى با أطوار و شۆن خود اوست. همه از روى حکمت و مصلحت است. و در حقیقت شکستن و التیام دادن، مریض کردن و شفا دادن، دو شکل و صورت مختلف دارد و از یک مبدأ و یک منشأ حکایت مى‏کند. هر دو محبت است. از خدا غیر از خوبى ساخته نیست‏.
منبع : خبرگزاری شبستان



مورخ: ٢۳ بهمن ۱۳٩۱❀٤:٢٥ ‎ب.ظ ❀ نگارنده : ترک قیزی

از  جمله تجربیات به دست آمده برای کفایت امور مهم خصوصا برای توفیق یافتن به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد (ع) ، نوشتن صور و نقوش زیر در کاغذ زرد رنگ و همراه داشتن آن در همه وقت است که تجربه شده و ردخور ندارد و می گویند این از اسمائ اعظم خداوندی است .

صلوات:بهترین هدیه از طرف خداوند برای انسان است.

صلوات : تخفه ای از بهشت است.

صلوات: روح را جلا میدهد.

صلوات : عطری است که دهان انسان را خوشبو می کند.

صلوات : نوری در بهشت است .

صلوات :نور پل صراط است.



ادامه مطلب
مورخ: ٢۱ بهمن ۱۳٩۱❀٩:٠٦ ‎ق.ظ ❀ نگارنده : ترک قیزی

372

 
صدقه‌ های کم و پاداش‌ های عجیب ! همه ی ما کم و بیش با آثار و فواید صدقه آشنا هستیم،و اکثریت این گفتار “صدقه رفع بلاست” را شنیده ایم،آیا کمی یا زیادی صدقه در اثرات آن تأثیر دارد؟حال در این نوشتار بیشتر سعی بر آن است که به یکی از سخنان علی بن ابیطالب در مورد مقدار صدقه بپردازیم،که آیا پرداخت صدقه اندک با عدم پرداخت آن یکی است؟
بخشش کم
و قال علی علیه‌السلام : “لاَ تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِیلِ، فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ”(1) از بخشش کم حیا مکن زیرا محروم ساختن از آن هم کمتر است!
بسیارند کسانی که معتقدند باید بخشش به مقدار قابل ملاحظه باشد و اگر انسان توان آن را نداشت، ترک کند. در حالی که بخشش کم حداقل دو فایده دارد: نخست این که در بسیاری از موارد همین مقدار حل مشکلی می کند و دیگر اینکه دست رد به سینه درخواست کننده زدن، نوعی اهانت است و این کار جلوی اهانت را می گیرد. اضافه بر اینها روح سخاوت را در انسان در تمام حالات پرورش می دهد.



ادامه مطلب
مورخ: ٧ بهمن ۱۳٩۱❀۸:٤٩ ‎ق.ظ ❀ نگارنده : ترک قیزی

 
اتل متل یه مادر
عین غنچه شب بو
یه مادر فداکار
اما یه کم دروغگو!

یه ساعتی می گذره
دست می کشه رو سرم
بهم میگه بیداری؟
یا خوابیدی دخترم؟

لابد می پرسید چرا
عین گل شب بوئه
سر زنشش می کنین
چون یه کم دروغ گوئه!

دوباره و سه باره
وقتی جواب نمی دم
نوازشم می کنه
فکر می کنه خوابیدم



ادامه مطلب
مورخ: ۱ بهمن ۱۳٩۱❀٧:٤٥ ‎ق.ظ ❀ نگارنده : ترک قیزی

 


از انجا که زن در دوران جاهلیت و حتی در بعضی جوامع امروزی صرفا به عنوان یک وسیله مطرح بوده است و هیچ نقشی در جامعه نداشته است ضروری است به طور مختصر و فشرده نقش زن از نظر اسلام را برای سازندگی اجتماع مورد کنکاش قرار دهیم اسلام مرد و زن را ازنظر شئونات اجتماعی و شخصیتی و اقتصادی مساوی می داند از این روهردو در تحصیل احتیاجات زندگی و چیزهایی که مایه قوام حیات انسانی است از خوردن و اشامیدن و سایر لوازم بقا مساوی هستند انسانها که شامل زنان و مردان هستند.

از نظر قران کریم در سنخ انسان بودنشان هیچ تفاوتی با هم ندارند در جامعه اسلامی زن می تواند همچون مرد مستقلا تصمیم بگیرد و مستقلا کار کند و مالک ثمره کار و کوشش خود شود و نفع و ضرر کارش مربوط به خودش می باشد.

پس مرد و زن از نظر اسلام و برحسب فرمایش قران کریم مساوی هستند یعنی در ارزشهای انسانی و مالکیتهای اقتصادی زنان همردیف با مردان می توانند در جامعه فعالیت داشته باشند زن به دلایلی قرانی که ذیلا ذکر می شود حق مالکیت دارد.

(( للرجال نصیب مما اکتسبوا وللسناء نصیب ممااکتسبن)) یعنی مردان مالک درامد و کسب و کار سرمایه های خویشتن بوده و زنان نیز همینطور مالک اموال و منافع مختلف و کسب ها و تجارت های خویش می باشند از این ایه چنین مستفاد می شود که اولا فعالیت های اجتماعی با رعایت شئونات اخلاقی برای زنان آزاد است و ثانیا زن می تواند هرنوع تجارت و کار و کسب مشروعی را در جامعه دارا باشد.                                                                                          

بنابراین اسلام مشارکت زن در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی را مجاز دانسته،از استقلال و آزادی زن حمایت می کند و تنها در چند مورد محدود است که با توجه به وضعیت روحی و جسمی زن حق شرکت در ان موارد را ندارد و یا اینکه عدم شرکتش بهتر است.
اگربه نظام انقلاب اسلامی در ایران بیندیشیم مشاهده می کنیم علل بسیاری از موفقیت ها از زنان سرچشمه می گیرد اگر ما امروز در زیر سایه حاکمیت اسلامی زندگی می کنیم نتیجه فداکاری های مادرانی است که در طول انقلاب و در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران انجام دادند.

 

http://www.yeganegohar.blogfa.com