وبلاگicon
زیارت قبور برای زنان حرام است! - یاشاسین آذربایجان
نویسنده: ترک قیزی - ٢ اسفند ۱۳٩۱

زیارت قبور برای زنان حرام است!

امّا متأسّفانه گروه وهّابیان افراطى، به خاطر حدیث مشکوکى، زنان را به شدّت از زیارت این قبور باز مى دارند و حتّى در افواه عوام آنها در جنوب ایران مشهور است، زنى که بر سر قبرى حاضر شود، میّت آن زن را به صورت برهنه مادرزاد مى بیند! این گروه بر حرمت زیارت قبور براى زنان، بیش از مردان پاى فشرده و با تنگ نظری در تحلیل و واکاوی مساله، به روایاتی تمسک می‌جویند که به صراحت مخالف با سیره و عرف متشرعه مسلمین در طول تاریخ بوده است.
انگار که علما و اندیشمندان اسلامی از صدر اسلام تا کنون هرگز این روایات را ندیده و بررسی نکرده اند و این دست از روایات فقط در زمان وهابیت از دل تاریخ اهل حدیث برآمده است. تمسک این گروه به این دست از فتاوا در حالیست که در بیش‏تر احکام اسلام مردان و زنان یکسان‏ بوده، و اگر استثنائى در میان آید، باید دلیل آن به خوبی بررسی و اشکار شود. در این گفتار نیز برآنیم تا با تحلیل نظام شبهه شناسی موضوعی و مفهومی، در این قبیل فتاوا، معیار صدق و کذب و قوت و ضعف آن را مورد بررسی قرار دهیم.


ریشه های اشکال تراشی وهابیان در مساله زیارت زنان از قبور
روش وهابیان در استدلال و تمسک به فتاوی و نظریات خویش عمدتا برگرفته از روایات ضعیفی است که علمای اهل سنت در کتابهای خویش به نقل آنها پرداختند. در این مساله نیز وهّابیان براى اثبات حرمت زیارت قبور توسط زنان به چند حدیث تمسّک جسته‏اند:

الف: «لَعَنَ اللَّهُ زُوَّاراتِ القُبُورَ.»(۱) که روایت مذکور در برخی از کتاب های اهل سنت با لفظ زائرات ذکر شده است. (۲)

ب: ابن ماجه از حضرت على بن ابى‏طالب (علیه السلام) نقل کرده است که روزى پیامبر (صلی الله علیه و آله) از خانه به در آمد و زنانى را دید که بر راه نشسته‏اند. فرمود: «براى چه اینجا نشسته‏اید؟» گفتند: «در انتظاریم تا جنازه‏اى بیاورند.» فرمود: «شما او را غسل مى‏دهید؟» گفتند: «نه.» فرمود: «شما او را به سوى قبر مى‏برید؟» گفتند: «نه» فرمود: «شما او را دفن مى‏کنید؟» گفتند: «نه.» فرمود: «پس برگردید که شما گناه مى‏کنید نه آنکه اجر مى‏برید.» (۳)

بر همین اساس هیئت دائمی فتاوای وهابیان می‏گویند: «زیارت قبور تنها برای مردان مشروع است نه بر زنان، آن هم در صورتی که در شهر خودش باشد؛ یعنی بدون بار سفر بستن به جهت عبرت گرفتن». (۴)

حضرت فاطمه (علیها السلام) هر روز جمعه قبر عموى گرامى اش حمزه (علیه السلام) را زیارت مى کرد و در آنجا نماز به جاى مى آورد و گریه مى نمود

بن باز، از مفتیان سابق این گروه نیز بر همین اساس چنین فتوا داده است: «برای زنان زیارت قبور جایز نیست؛ زیرا پیامبرصلی الله علیه وآله زنانی را که به زیارت قبور می‏روند لعنت کرده است. و دیگر این‏که زنان فتنه هستند، و صبرشان کم است. و لذا از رحمت خدا و احسان او این است که برای آنان زیارت قبور را حرام کرده است تا این‏ که نه فتنه‏گری کنند و نه دیگران را به فتنه بکشانند». (۵)

وی با بی شرمی هر چه تمامتر در ارائه دلیل صدور این فتوا راجع به زنان می‏گوید: «از رسول خداصلی الله علیه وآله ثابت شده، زنانی را که به زیارت قبور می‏روند لعنت کرده است. این حدیث از ابن عباس و ابوهریره و حسان بن ثابت انصاری رسیده و علما از این حدیث استفاده کرده‏اند که زیارت برای زن‏ها حرام است؛ بلکه دلالت دارد بر این ‏که این عمل از گناهان کبیره است. لذا صواب آن است که زیارت زنان از قبور حرام است نه این ‏که فقط مکروه باشد. و سبب این امر – خدا داناتر است – این‏که زنان غالباً کم صبرند و لذا گاهی نوحه‏سرایی و مثل آن از کارهایی را انجام می‏دهند که منافات با صبری دارد که واجب است. و این ‏که زنان فتنه‏اند، لذا زیارت آن‏ها از قبرها و به دنبال جنازه رفتن آن‏ها گاهی باعث می‏شود که آن‏ها به توسط مردها گول بخورند و گاهی هم ممکن است که مردها به توسط آن‏ها گول بخورند. و شریعت اسلامی کامل به جهت سدّ ذرایع و بستن راه‏هایی آمده که به فساد و فتنه‏ها منجرّ خواهد شد. و این از رحمت خدا به بندگانش می‏باشد. و به طور صحیح از رسول خداصلی الله علیه وآله رسیده که فرمود: «من برای بعد از خود فتنه‏ای ضرردارتر بر مردان از زنان نگذاشتم.» بر صحّت این حدیث اتفاق است… و این‏ که برخی از فقها زیارت قبر پیامبرصلی الله علیه وآله و قبر دو صاحبش را استثنا، کرده‏اند گفتاری بدون دلیل است، و صواب آن است که منع شامل همه می‏شود و نیز شامل همه قبرها حتی قبر پیامبرصلی الله علیه وآله و حتی قبر دو صاحبش می‏شود، و این مورد اعتماد از حیث دلیل است». (۶)

پاسخ به اشکال: تمسک وهابیت به روایات مخدوش و ضعیف السند
شکّى نیست که بیش‏تر احکام اسلام براى مردان و زنان یکسان‏اند و اگر استثنائى در میان آید، نیازمند دلیل است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) خطاب به مسلمانان فرموده است: «زُوروا القبورَ فَانّها تُذَکِّرُکُمُ الآخِرَةَ.» (۷) هر چند خطاب این روایت به‏ جمع مذکّر است، امّا عرف آیات و روایات این است که همه خطاب‏ها زنان را نیز در بر مى‏گیرند مگر دلیلى بر عدم اشتراک در میان آید. بدین سان، خطاب «زُورُوا» زنان را نیز در بر مى‏گیرد؛ همانند «اقیمُوا الصَّلوةَ» و «آتُوا الزَّکوةَ» که مرد و زن را در بر مى‏گیرند.

اما حدیث نخست بنابر رأى برخى محدّثان سنّى، منسوخ است. ترمذى، که ناقل حدیث است، مى‏گوید: این روایت مربوط به دوران پیش از تجویز زیارت قبور است؛ امّا چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) زیارت قبور را جایز شمرد، زن و مرد را یکسان خطاب کرد (۸). قرطبه گوید: این حدیث در شأن زنانى است که بسیار به گورستان مى‏رفتند و حقّ شوهر خویش را فرو مى‏گذاشتند و گواه بر این رأى، کلمه «زوّارات» است که بر مبالغه دلالت مى‏کند. با این همه این روایت، با حدیثى که بریده نقل کرده و حاکم و ذهبى بدان تصریح نموده اند، نسخ مى شود. همچنین با روایتى که عایشه از پیامبر (صلى الله علیه وآله) نقل نمود (که پیامبر (صلى الله علیه وآله) از زیارت قبور نهى فرمود ولى بعداً امر به زیارت آن کرد)،(۹) در تعارض است ; چرا که ذهبى در حاشیه مستدرک روایت عایشه را صحیح دانسته است. (۱۰)

حدیث دوم نیز اوّلًا از نظر سند مخدوش است؛ زیرا در سلسله راویان آن، دینار بن عمرو وجود دارد که از نظر راوى‏شناسان اهل سنّت، مجهول و کذّاب و متروک و خطاکار است. ثانیاً، روایت به موضوع زیارت قبور نظر ندارد؛ بلکه نکوهش پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آن، متوجّه زنانى است که براى تماشاى جنازه آمده‏اند و هیچ کارى در تجهیز میّت بر عهده ندارد.(۱۱)

از سویی وهابیان فراموش کرده اند که هر چه را انکار کنند، فعل عایشه را که قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و خلیفه اوّل و دوّم را در خانه خود جاى داده بود، نمى توانند انکار کنند، و این مساله در سیره همسران پیامبر، دختر رسول خدا، و صحابه به کرات به چشم می خورد و این بسی جای تعجب دارد که آنها فرمایش پیامبر را در این مورد نشنیده، و یا به آن عمل نکرده باشند.چنانکه در برخی از روایات آمده است:
ـ حضرت فاطمه (علیهاالسلام) هر روز جمعه قبر عموى گرامى اش حمزه (علیه السلام) را زیارت مى کرد و در آنجا نماز به جاى مى آورد و گریه مى‌نمود.(۱۲)

ـ حضرت فاطمه(علیهاالسلام) قبور شهداى احد را هر روز یا هر سه روز زیارت مى کرد و در آنجا نماز به جاى مى آورد و گریه و دعا مى نمود.(۱۳)

ـ در مورد عایشه نیز وارد شده است: وى قبر برادرش عبدالرحمن را در مکه زیارت مى کرد.(۱۴)

ابن ابى ملیکه در این باره گوید: عایشه را دیدم که قبر برادرش عبدالرحمن بن ابى بکر را ـ که در حبشى(۱۵) درگذشت و در مکه(۱۶) مدفون گردید ـ زیارت کرد. همچنین مى گوید: روزى عایشه براى زیارت به طرف قبور مى رفت، به او گفتم: مگر پیامبر (صلى الله علیه وآله) از زیارت قبور نهى نفرمود؟ وى گفت: نهى کرد; ولى بعداً دستور به زیارت قبور داد.(۱۷)

از سویی دیگر نیز علماى اهل سنت، فتوا به جواز زیارت قبور براى زنان داده اند و لعنى که در حدیث آمده، به جهت صبور نبودن زنان است; اما اگر زنان صبور باشند، زیارت قبور براى آنها جایز است ; چنان که صاحب التاج الجامع للاصول، به این امر تصریح کرده، مى گوید:«لعن» در حدیث، افاده تحریم زیارت قبور براى زنان را مى دهد، چون آنها معمولاً صبور نیستند و نا آرامى زیادى مى کنند، لذا هر حدیثى که از خروج زنان براى تشییع جنازه(۱۸) و یا زیارت قبور نهى مى کند، حمل بر همین معنا مى گردد; وگرنه در صورتى که زنان صبور باشند و جزع نکنند و زیبایى هاى خود را به نامحرمان نشان ندهند و نیز همراه آنان، شوهرانشان و یا محرمى باشد تا فتنه گرى نکنند، اشکالى در جواز زیارت قبور براى آنان نیست مۆیّد این جواز عبارت است از:

۱ـ عموم حدیث اول(۱۹)

۲ ـ قول عایشه (که به پیامبر (صلى الله علیه وآله) گفت: چگونه زیارت کنم، آن حضرت فرمود: مثل من بگو: السلام على اهل الدیار من المۆمنین و المسلمین یرحم الله(۲۰)…)

۳ ـ عمل عایشه (که قبر برادرش را زیارت مى کرد و وقتى عبدالله بن ابى ملیکه به او اعتراض نمود گفت: پیامبر (صلى الله علیه وآله) از زیارت قبور نهى نمود) ولى بعداً دستور زیارت داد.(۲۱)

فهم ناقص و گزینشی علمای وهابی از این دست روایات، و عدم شناخت آنان از شأن،حقوق، و جایگاه زنان در اسلام، نتیجه برخورد سخیفانه ای است که اکنون نیز عرف عمومی جامعه سعودی را تحت تاثیر قرار داده است؛ طوریکه زنان را به عنوان شهروندان درجه دوم شناخته که حتی کمترین آزادیهای مدنی و اجتماعی ،نظیر حق رأی و رانندگی را نیز از آنان سلب می کند

- ملا على قارى مى گوید: ظاهر حدیث (شما را از زیارت قبور نهى نمودم و از این به بعد آن را زیارت کنید «نهیتکم عن زیارة القبور، فزورها») عموم را مى رساند; چون خطاب در «نهیتکم»، همچنان که شامل مردان مى شود، زنان را هم در بر مى گیرد. البته اینکه ضمیر خطاب را مذکر آورده، از باب تغلیب و یا از باب اینکه اصل در خطاب مردان هستند، ضمیر مذکر آورده مى شود. از این رو منافاتى ندارد که شامل زنان هم بشود. از این جهت، این احادیث دلالت مى کند که زنان در حکم زیارت، مثل مردان هستند که مى توانند قبور را زیارت کنند (البته با شروطى). این توجیه با روایتى که از پیامبر (صلى الله علیه وآله) نقل شده هماهنگ است: آن حضرت از زنى مى گذشت که در کنار قبرى گریه مى کرد; وى را امر به صبر نمود، ولى از زیارت قبر نهى نفرمود.(۲۲)

- ابن عبدالبر گوید: دلیل کسانى که زیارت قبور را براى زنان مباح مى شمارند، روایتى است که از عبدالله بن محمد نقل کردیم. وى مى گوید: عبدالحمید حدیثى برایم نقل کرد… تا مى رسد به ابن ابى ملیکه که گوید: روزى عایشه براى زیارت قبور مى رفت، به او گفتم: مگر رسول خدا (صلى الله علیه وآله) از زیارت قبور نهى نفرمود؟ گفت: چرا نهى فرمود، لکن بعداً دستور به زیارت قبور دادند.(۲۳) نیز از ابن ابى ملیکه نقل شده است: عایشه قبر برادرش را از درون هودج، زیارت کرد. ابوبکر گوید مسرّد براى من حدیثى نقل نمود که آن را از نوح بن دراج گرفته بود و نوح هم از ابان بن تغلب و او از جعفر بن محمد نقل کرد که: فاطمه دختر رسول خدا (صلى الله علیه وآله) همیشه قبر حمزة بن عبدالمطلب را در روز جمعه زیارت مى کرد و روى آن را با سنگى علامت مى گذاشت.(۲۴)

خلاصه سخن
در نهایت می توان گفت: فهم ناقص و گزینشی علمای وهابی از این دست روایات، و عدم شناخت آنان از شأن،حقوق، و جایگاه زنان در اسلام، نتیجه برخورد سخیفانه ای است که اکنون نیز عرف عمومی جامعه سعودی را تحت تاثیر قرار داده است؛ طوریکه زنان را به عنوان شهروندان درجه دوم شناخته که حتی کمترین آزادیهای مدنی و اجتماعی ،نظیر حق رأی و رانندگی را نیز از آنان سلب می کند.

پی نوشتها:

۱- سنن ابى داوود، ج۳،ص ۲۱۸

۲- التاج الجامع الأصول فی أحادیث الرسول، ج۱، ص ۳۸۲

۳- سنن ابن ماجة، ج۱۰،ص۵۳۰-فتح البارى، ج ۳،ص ۱۴۸

۴- اللجنة الدائمة، ج ۱، ص ۲۸۸

۵- مجموع فتاوی بن باز، ج ۲، ص ۷۵۷

۶- همان، ج ۲، ص ۷۵۳ و ۷۵۴

۷- سنن ابن ماجه، ج۱،ص ۵۰۰

۸- سنن ابن ماجة، ج۳،ص ۳۷۱

۹- السنن الکبرى، ج ۴، ص ۱۳۱- مستدرک حاکم، ج ۱، ص ۳۷۴٫

۱۰- وى گفته است: الحدیث صحیح.

۱۱- وهّابیت مبانى فکرى و کارنامه عملى،ص۱۱۱

۱۲- مصنف عبدالرزاق، ج ۳، ص ۵۷۲ و ۵۷۴; سنن الکبرى ،ج ۴، ص ۱۳۱

۱۳- مستدرک الحاکم، ج۱، ص ۵۳۳

۱۴- همان.

۱۵- حبشى» کوهى است پایین تر از مکه که شش میل از آن فاصله دارد: معجم البلدان، ج ۲، ص ۲۱۴

۱۶- مصنف عبدالرزاق، ج ۳، ص ۵۷۰

۱۷- سنن الکبرى، ج ۴، ص ۱۳۱

۱۸- فتح البارى، ج ۳، ص ۱۴۸٫

۱۹- از پیامبر (صلى الله علیه وآله) نقل شده که فرمود: «کنت نهیتکم عن زیارة القبور فقد اذن لمحمد فى زیارة قبر امه فزوروها فانها تذکر الاخرة»; من شما را از زیارت قبور نهى مى کردم، اما به محمد اجازه داده شد که قبر مادرش را زیارت کند. پس از این به بعد قبور را زیارت کنید که آخرت را به یاد شما مى آورد. پنج نفر از صاحبان صحاح این روایت را نقل کرده اند و فقط بخارى آن را نقل نکرده است و لفظ آن از ترمذى است.

۲۰- مصنف عبدالرزاق، ج ۳، ص ۵۷۱; این روایت را مسلم در صحیح خود (ج ۳، ص ۶۴) چنین آورده است: پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود: جبرئیل فرود آمد و به من گفت: پروردگارت دستور مى دهد که به زیارت اهل بقیع بشتابید و براى آنان آمرزش بطلبید. پیامبر (صلى الله علیه وآله) از رختخواب خود برخاست و به سمت بقیع رفت، عایشه نیز پیامبر (صلى الله علیه وآله) را تعقیب کرد و از فرمان خداوند آگاهى یافت. در این موقع به پیامبر (صلى الله علیه وآله) گفت: چگونه اهل بقیع را زیارت کنم؟ پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود: بگو: درود بر اهالى این سرزمین از مۆمنان و مسلمانان، خدا گذشتگان و آینده گان را رحمت کند. چرا پیامبر (صلى الله علیه وآله) عایشه را از زیارت قبور نهى ننمود و حتى به او کیفیت زیارت را آموخت.

۲۱- التاج الجامع للاصول، ج ۲، ص ۳۸۱٫

۲۲- مرقاة المفاتیح، ج ۴، ص ۲۴۸٫

۲۳- ذهبى این حدیث را صحیح دانسته است، ر.ک: مستدرک الحاکم، ج ۱، ص ۳۷۶٫

۲۴- تمهید شرح الموطá ج ۳، ص ۲۳۴٫
تبیان