وبلاگicon
اثر ذکر لاحول ولا قوة الا باالله - یاشاسین آذربایجان
نویسنده: ترک قیزی - ۳ مهر ۱۳٩۱

 

 

 

 

 

 

بالله أحایث الرسول الله علیه

وصایای پیامبر (ص) به ابوذر :

 

پیامبر عظیم الشان اسلام جلوه ی اسماء و صفات حق و مصداق کامل عملی آیات قرآن و اسوه مکارم اخلاقی برای جهانیان و آموزگاری بی نظیر برای تعلیم و تربیت انسان ها تا روز قیامت است . سفارشاتی که در زمینه های اخلاقی به ابوذر غفاری دارند گوشه ای از دریای بصیرت و علم و عقل دانایی او به حقیقت و حاکی از دلسوزی برای بشریت و نشانه ای از دعوت انسان برای آراسته شدنش به کرامت و فضیلت است .
1- نظر به مادون و چشم پوشی از نظر به مافوق

چنین حالتی که از سفارشات بسیار مهم پیامبر (ص) است و در هر فرصتی مردم را به آن توجه داده اند اگر با تمرین در باطن انسان تحقق یابد انسان را به عرصه گاه قناعت و شکرگزاری می کشاند و از هجوم حرص و طمع که محصول تلخ چشم هم چشمی است در مصونیت می برد . انسانها بنا به فرموده قرآن به خاطر مصالحی از نظر رزق و روزی و مال و منال یا در وسعت و گشایشند یا در مضیقه و تنگی.




پیامبر اکرم (ص) می فرمایند :

در هر مرتبه ای از امور مادی هستید برای اینکه سپاسگزار خدا باشی و قدر نعمت های او را بدانی و به داده حق که بر اساس مصلحت و حکمت است قانع باشی به مادون خود بنگر و از چشم دوختن به مافوق خویش چشم بپوش زیرا هنگامی که در امور مادی به مافوق خود چشم بدوزی حرص و آرزوی شیطانی و طمع زیاده خواهی تو را وادار می کند که هم و غم و فکر و اندیشه خود را در دست آوردن متاع دنیا و مال و ثروت به کار گیری کنید تا به مافوق خود برسید و یا پیشی بگیرید و در این زمینه اگر نتواند از راه مشروع موفق شود بی تردید به راه نامشروع کشیده خواهد شد و این جاست که دست به غارت مال مردم و رشوه و غصب و پایمال کردن حقوق دیگران می زند و مشکلاتی را برای خود هموار می نماید و خانواده و اطرافیان خود را در اذیت و آزار قرار می دهد و از هیجانات روحی و روانی و عصبی رنج می برد در صورتی که اگر به مادون خود نگاه می کرد و قناعت می ورزید و شکرگزار خداوند می بود در سلامت کامل بود و از بسیاری از گناهان که در این مسیر به ناچار پیش می آید در مصونیت قرار می گرفت .

قرآن مجید در سوره حجر آیه 15 می فرماید :

دیده خود را [به رغبت و میل] به آنچه از نعمت های مادی به گروه هایی از آنان [ناسپاسان و کافران] داده ایم باز مگشا اینها شکوفه های (پر-پر شدنی و از دست رفتنی و زود گذر ) زندگی دنیا است (به آنان داده ایم) تا آنها را (به وسیله آنها ) بیازمائیم و آنچه پروردگار به تو روزی داده است برای تو بهتر و پایدارتر است .

نشست و برخاست با فقیران ، به خانه آنان رفتن ، با آنان عاشقانه معاشرت کردن و به آنان محبت کردن آلودگی کبر را از قلب می زداید و بیماری خود بینی و فخر فروشی را درمان می کند وانسان را محبوب خدا می کند.

در کتاب بحار الانوار جلد 74باب 6 از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است .

کسی که دیده خود را به آنچه از( نعمت های مادی ) در اختیار دیگران است بدوزد همواره اندوهناک و غمگین خواهد بود و آتش خشم در دلش فرو نخواهد نشست .
احترام به فقیر
2- عشق ورزی به تهیدستان و فقیران

بسیاری از اولیای خدا در میان تهیدستان و فقیرانند از این جهت نباید به احدی از این طایفه به چشم حقارت نظر کرد بلکه باید ادب و احترام و خوش اخلاقی و خوش رفتاری را نسبت به آنان رعایت کرد و آنان را از خود برتر و بهتر دانست. اینان گروهی هستند که خداوند متعال در قرآن از آنان به خوبی یاد کرده و بزرگانشان دانسته و پیامبرش را به احترام آنها فرمان داده است.

خداوند در شب معراج به پیامبرش فرمود :

محبت برای خدا محبت به تهیدستان و فقیران و نزدیک شدن به ایشان است .

پیامبر گفت : پروردگارا تهیدستان و فقیران کیانند ؟ خداوند فرمود : کسانی که به کم راضی اند و بر گرسنگی صابرند و بر آسانی شاکرند، از گرسنگی و تشنگی خود شکایت نمی کنند و دروغ نمی گویند و بر پروردگارشان خشمگین نمی شوند و آنچه از دستشان رفته اندوه نمی خورند و به آنچه به آنان داده شده شاد نمی گردند.

ای احمد : محبت من به تهیدستان و فقیران است پس به آنان نزدیک شو و نشستن آنان را به خود نزدیک گردان تا به تو نزدیک شوم .

نشست و برخاست با فقیران ، به خانه آنان رفتن ، با آنان عاشقانه معاشرت کردن و به آنان محبت کردن آلودگی کبر را از قلب می زداید و بیماری خود بینی و فخر فروشی را درمان می کند و انسان را محبوب خدا می کند .

متکبران که از رحمت پروردگار محرومند و از اخلاق پیامبران و امامان دورند و درونی آلوده دارند و از نشست و برخاست با فقیران امتناع می ورزند این خودخواهان مغرور و آلودگانی که نشست و برخاست با فقیران را ننگ و عار می دانند گویا خبر ندارند که پیامبر فرموده است کسی که در دلش به وزن دانه خردلی از کبر است وارد بهشت نمی شود.


3_ حق گویی

گاهی ممکن است هجوم باطل و فرهنگ های شیطانی به یک فرد یا خانواده یا جامعه میان آنان و حق جدایی اندازد و پس از مدتی حق را از یاد آنان ببرد یا ممکن است ستمگری برای رضای هوا و هوس خود زمینه ای فراهم آورد که سبب پنهان ماندن حق شود در چنین مواردی بر مؤمن واجب است حق را اظهار کند و نقاب از چهره حقیقت بردارد تا بی خبران از خواب بیدار شوند و گمراهان هدایت شوند .

در این موارد حق گو احساس می کند با گفتن حق زیان و خسارت سنگین و قابل توجه به او می رسد باز هم به فرموده پیامبر اسلام باید حق را بگوید و از گفتن حق امتناع نکند حق گو چراغ دین را در میان مردم روشن نگه می دارد و وظائف الهی را به مردم می رساند در این زمینه روایات زیادی از پیامبر اسلام و ائمه اطهار رسیده است رسول خدا (ص) در کتاب صحیفة الرضا می فرمایند: پرهیزگارترین مردم کسی است که در آنچه به سود اوست و زیان اوست حق بگوید.

امام صادق (ع) در کتاب بحار ج67 می فرمایند: به راستی از حقیقت ایمان است که حق را بگویی گرچه به تو زیان رساند بر باطل ترجیح دهی گرچه به تو سود رساند.
در هر مرتبه ای از امور مادی هستید برای اینکه سپاسگذار خدا باشی و قدر نعمت های اورا بدانی و به داده حق که بر اساس مصلحت و حکمت است قانع باشی به مادون خود بنگر و از چشم دوختن به مافوق خویش چشم بپوش.
4 _ صله رحم
صله رحم

زیارت اقوام و خویشان و رفت و آمد با آنان و گره گشایی از مشکلات ایشان و شاد کردن قلوبشان از اموری است که در قرآن مجید و روایات به انجام آن سفارش بسیار و تأکید فراوان شده است گرچه آنان پیوندشان را با انسان بریده باشند.

از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمود: با خویشاوندی که پیوندش را با تو بریده است صلة رحم داشته باش .

و در کتاب بحارالانوار ج 71 امام صادق(ع) می فرمایند:

مردی به محضر رسول خدا(ص) آمد و گفت یا رسول الله(ص) برای من اقوامی است که نسبت به آنان صله رحم دارم ولی آنان مرا آزار می دهند قصد کرده ام به زیارتشان نروم و آنان را ترک کنم حضرت فرمودند این هنگام خدا همه شما را ترک خواهد کرد گفت یا رسول الله(ص) چه کنم حضرت فرمود به کسی که تو را محروم کرده عطا کن و با کسی که از تو بریده صله رحم کن و از کسی که به تو ستم ورزیده درگذر چون اگر اینگونه رفتار کردی خدای عزوجل پشتیبان تو و بر ضد آنان است.
5_ نترسیدن از سرزنش مخالفان

اهل ایمان به ارزش های دینی و اخلاقی پای بند و استوارند چون گاهی بر روی زمین آنان وقتی در برابر سرزنش و ملامت ملامتگران قرار می گیرند که آنان را با زبان باطل گویشان به خاطر ایمان و اخلاق و رعایت حلال و حرام و پایداری و استقامت در اجرای احکام الهی مورد سرزنش قرار می دهند هیچ واهمه و ترسی به خود راه نمی دهند و حرکت خود را در راه الهی تداوم می بخشند و برای حفظ ارزش ها می کوشند و تحت تأثیر نابکاران قرار نمی گیرند.

خداوند متعال در قرآن سوره مائده آیه 5 می فرماید:

ای اهل ایمان هر کسی از شما از دین خود باز گردد(زیان به خدا و پیامبر نمی رسد) خدا در آینده گروهی را می آورد که آنان را دوست دارد و آنان نیز خدا را دوست دارند در برابر مؤمنان فروتن و نسبت به کافران نیرومند و در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش کنندگان بیمی ندارند این فضل خداست که به هر کس بخواهد عطا می کند و خدا بسیار عطا کننده و بیناست.


6 _ بسیار گفتن لاحول ولا قوة الا باالله العلی العظیم

از سفارشات بسیار مهم قرآن مجید و روایات متذکر بودن انسان به ذکری است که آن ذکر قلب را صفا می دهد و سینه را جلا می بخشد و نفس را به عرصه تزکیه می کشاند و اعضاء و جوارح را تحت تأثیر قرار می دهد از جمله آن ذکرها ذکر نورانی و ثمربخش «لاحول ولا قوة الا باالله العلی العظیم» است.

[تصویر: hh7net12616836771.gif]

 

 

 

.دفع بلا و رفع غم و غصه امام صادق (ع ) فرمودند: کسى که در هر روز صد بار بگوید لا حول و لا قوة الا بالله خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور مى گرداند که کمترین آنها غم و غصه است. (1)
2.تأخیر زمان مرگ امام صادق (ع ) فرمودند: آن کس که هزار بار بگوید لا حول و لا قوة الا بالله خداى تعالى حج خانه اش را روزى اش خواهد نمود و اگر مرگش نزدیک باشد، خدا آن را به تأخیر خواهد انداخت تا حج را روزى اش ‍ سازد. (2) 3.ذکر سر بریده امام حسین (ع ) در دمشق شنیده شد که سر مطهر امام حسین (ع ) مى گوید: لا حول و لا قوة الا بالله. (3) 4.گنجى از بهشت رسول خدا (ص ) فرمود: بسیار «لا حول و لا قوة الا بالله» بگویید که آن از گنج هاى بهشت است. (4) 5.دور شدن هفتاد بلا راوى مى گوید شنیدم که امام صادق (ع ) فرمودند: کسى که بگوید لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم خداى عزوجل به خاطر آن هفتاد نوع بلا را از او دور مى گرداند که کمترین آنها خفه شدن است. (5) 6.رفع درد و اندوه از پیغمبر اکرم (ص ) روایت شده است که فرمودند: سخن لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم گنجى از گنجهاى بهشت است و آن باعث شفا یافتن از نود و نه درد است که آسانترین آنها اندوه است. (6) 7.شفاى هفتاد و دو نوع درد رسول خدا (ص ) فرمود: هر کس که نعمت هاى فراوان به وى برسد الحمد لله رب العالمین بسیار بگوید، و آن که تهیدستى به وى فشار آورد لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم زیاد بگوید که آن گنجى از گنج هاى بهشت است و شفاى هفتاد و دو نوع درد است که کمترین آنها اندوه مى باشد. 8.هرگاه اندوهگین شدى از امام صادق (ع ) روایت شده است که در سفارشى فرموده اند: اى ، سفیان ! هر گاه خدا به یکى از شما نعمتى عطا فرمود، بایستد و خداى عزوجل را ستایش و سپاس گوید، یعنى بگوید الحمد لله و هر گاه روزى اش برسد، باید درخواست آمرزش کند، یعنى بگوید استغفر الله و هر گاه اندوهگین شود، بگوید لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم. (7) 9.داروى نود و نه بیمارى از رسول خدا (ص ) روایت شده است که فرمودند: گفتن لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم دارویى است که نود و نه بیمارى را بهبود مى بخشد که آسانترین آنها اندوه است و معناى این کلمه چنین است هیچ حرکت و نیرویى جز به سبب و خواست خدا پدید نیامد. (8) 10.رفع شدن بلایا از امام صادق (ع ) روایت شده که فرمود: هر گاه نماز بامداد و مغرب خواندى ، هفت بار بگو: بسم الله الرحمن الرحیم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم زیرا هر که آن را بگوید، به او نرسد جنون و جذام و برص ، و نه هفتاد نوع از انواع بلا. (9)
امام صادق (ع ) نقل است که پیامبر (ص ) فرموده اند: هر کس که فقر به او روى آورد، این ذکر را زیاد بگوید: لا حول و لا قوة الا بالله.
11.مرتفع شدن انواع بلیات از امام باقر (ع) روایت شده است که رسول گرامى خدا (ص) فرمودند: هر کس سه بار بگوید بسم الله الرحمن الرحیم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم خداوند تعالى نود و نه نوع از انواع بلا را از او دور سازد که آسان ترین آنها خفگى است. (10) 12.درمان بیمارى و ندارى اسماعیل بن عبدالخالق گوید: مردى از اصحاب پیامبر (ص) دیر به خدمت ایشان رسید و سپس نزد آن حضرت آمد. رسول خدا (ص ) به او فرمود: چه چیزى موجب دیر کردن تو شد از آمدن نزد ما؟ عرض کرد: بیمارى و ندارى. فرمود: آیا به تو دعائى یاد ندهم که خدا به وسیله آن بیمارى و ندارى را از تو ببرد؟ عرض کرد: چرا یا رسول الله. پیامبر (ص ) فرمود: بگو «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم ، توکلت على الحى الذى لا یموت و الحمد لله الذى لم یتخذ (صاحبة و لا) ولدا و لم یکن له شریک فى الملک و لم یکن له ولى من الذل و کبره تکبیرا.» گوید: درنگى نکرد که نزد پیغمبر (ص ) بازگشت و عرض کرد: یا رسول الله خداوند بیمارى و ندارى را از من برد. (11) 13.صد بار بعد از نماز صبح امام رضا (ع ) فرمود: هر کس پس از نماز صبح صد بار بسم الله الرحمن الرحیم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم بگوید، به اسم اعظم خدا از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیک تر شده و به راستى که در مدار اسم اعظم قرار گرفته است. (12)
لاحَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ
14.هفت بار بعد از نماز صبح و مغرب از امام صادق (ع ) نقل است که فرمود: دنبال نماز فجر و نماز مغرب هفت بار بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم خداوند عزوجل هفتاد نوع بلا را از او بگرداند که آسانترین آنها بادهاى بد (چون استسقاء و غیره ، یا مقصود عفونت اعضاء است که بوى بد دهد، یا گرفتارى به توفان که موجب سقوط و هلاکت باشد – از مجلسى و غیره ) و پیسى و دیوانگى است ، و اگر شقى باشد از شقاوت به در آید و در سعادتمندان نوشته شود. (13) 15.دفع انواع بیماری ها از امام صادق (ع ) فرمود: چون نماز مغرب و بامداد بخوانى ، هفت بار بگو: بسم الله الرحمن الرحیم ، و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم زیرا هر کس آن را بگوید، خوره و پیسى و دیوانگى و هفتاد نوع بلا به او نرسد. (14) 16.زمزمه امام حسین (ع) کار جنگ بر امام حسین (ع ) سخت و تنگ شد و یگانه و تنها ماند، به خیمه هاى فرز-ن-د-ا-ن پدرش روى آورد، آنها را از ایشان خالى و تهى دید، سپس به خیمه هاى اصحاب و یارانش التفات نمود، و نگریست کسى از آنان را ندید، پس شروع و آغاز نمود بسیار گفتن لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم. (15) 17.سفارش به این ذکر الهى یکى از اذکارى که عالمان دین به آن بسیار اشاره کرده اند، ذکر لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم است . امام باقر (ع ) در معنى این ذکر که به طور اختصار “حوقله” گفته مى شود فرموده است : یعنى هیچ توانایى براى ما از اینکه معصیت خدا را نکنیم جز کمک و امداد الهى نیست و هیچ نیرویى براى انجام طاعت خدا جز به توفیق او نداریم. (16) 18.رفع همّ و غم ابن بابویه به سند معتبر از حضرت امام جعفر صادق (ع ) روایت کرده است ، که هر کس در هر روز صد مرتبه بگوید: لا حول و لا قوة الا بالله خداوند تعالى هفتاد نوع بلا را از او دور مى گرداند که کمترین آنها رفع همّ و غم است و هرگز پریشانى نمى بیند. (17) 19.سفارش على (ع ) به کمیل على (ع ) خطاب به کمیل بن زیاد مى فرماید: اى کمیل ! هر روز نام خدا را بر زبان جارى کن ، بگو: لا حول و لا قوة الا بالله بر خدا توکل کن ، ما را یاد کن ، نام ما ببر و بر ما درود فرست. اى کمیل ! به هنگام غذا نام خدایى را که با اسمش هیچ دردى زیان نرساند و نامش براى هر بدى و دردى درمان است به زبان آور. اى کمیل ! به هنگام هر سختى بگو: لا حول و لا قوة الا بالله تا خدا آن را کفایت کند. و به هنگام نعمت بگو: الحمد لله تا زیاد شود و چون روزى ات دیر رسد، استغفار کن تا خدا گشایش دهد. (18) 20.ذکر هنگام بیرون آمدن از خانه پیامبر گرامى اسلام (ص ) در روایتى درباره آداب و اذکار بیرون آمدن از خانه چنین فرمودند: کسى که هنگام خروج از منزل بگوید بسم الله الرحمن الرحیم دو فرشته مى گویند: هدایت شدى . و اگر بگوید لا حول و لا قوة الا بالله مى گویند: حفظ شدى . و اگر بگوید توکلت على الله مى گویند: بى نیاز شدى. در این هنگام شیطان مى گوید: چگونه مى توانم در بنده اى که هدایت شده ، حفظ گردیده و بى نیاز شده است ، نفوذ کنم. (19)
امام رضا (ع ) فرمود: هر کس پس از نماز صبح صد بار بسم الله الرحمن الرحیم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم بگوید، به اسم اعظم خدا از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیک تر شده و به راستى که در مدار اسم اعظم قرار گرفته است
21.خروج از خانه ابوحمزه مى گوید: چون امام باقر (ع ) از خانه بیرون مى شد، مى گفت : بسم الله خرجت ، و على الله توکلت ، و لا حول و لا قوة الا بالله. (20) 22.براى رفع فقر از امام صادق (ع ) نقل است که پیامبر (ص ) فرموده اند: هر کس که فقر به او روى آورد، این ذکر را زیاد بگوید: لا حول و لا قوة الا بالله. (21)
دعا به معنای واقعی
23.ذکر بعد از نماز صبح و مغرب سید بن طاووس به سند معتبر از حضرت رضا (ع ) روایت کرده هر که بعد از نماز صبح صد مرتبه بگوید:” بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم” بداند که این ذکر به اسم اعظم خدا نزدیک تر است از سیاهى چشم به سفیدى آن ، و امید زیادى است به برآورده شدن حاجتش . و به سندهاى معتبر از امام صادق (ع ) و امام کاظم (ع ) منقول است که هر کس بعد از نماز صبح و مغرب ، پیش از آن که سخنى بگوید و حرکتى کند، هفت مرتبه این دعا را بخواند، هفتاد نوع بلا از وى دور شود، که کمترین آنها خوره و پیسى و شر شیطان رجیم است. (22) 24.توسل به امام جواد (ع ) براى شفا یافتن هر مریضى دو رکعت نماز حاجت و توسل به حضرت جواد الائمه (ع) بخواند و بعد یکصد و چهل و شش مرتبه بگوید: ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله . اگر در ساعتى که منسوب به آن حضرت است باشد، بسیار مفید و ساعت آن را هم از نماز عصر تا دو ساعت بعد از آن تشخیص ‍ داده اند که مورد استجابت است. (23) 25.ذکر براى رفتن حج حضرت صادق (ع ) فرمود: هر کس هزار مرتبه لاحول و لا قوة الا بالله بگوید خداوند حج را روزى او گرداند و اگر اجل او نزدیک شده باشد خداوند اجلش را تأخیر اندازد تا حج را به او روزى فرماید. (24) 26.دورى شیطان شیخ شهید از حضرت رسول اکرم (ص ) نقل کرده که فرمود: شیطان بر دو قسم است : شیطان جنى ، که با گفتن لاحول و لا قوة الا بالله العلى العظیم از شما دور مى شود. و شیطان انسى ، که آن هم از شما دور مى شود با فرستادن صلوات بر محمد و آل او: اللهم صل على محمد و آل محمد. (25) 27.رفع گرفتارى در مکارم الاخلاق است که حضرت رسول (ص ) به على (ع ) فرمودند: هر گاه گرفتارى پیدا کردى ، این دعا را زیاد بخوان : بسم الله الرحمن الرحیم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم ایاک نعبد و ایاک نستعین. (26) 28.رفع وسوسه شیطان از حضرت صادق (ع ) نقل شده که فرموده : براى دفع وسوسه شیطان دست بر سینه خود بکش و بگو: «بسم الله و بالله محمد رسول الله و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم ، اللهم امسح عنى ما احذر.» سپس دست خود را بر شکم مى کشى و این ذکر را سه مرتبه تکرار مى کنى که ان شاءالله برطرف مى شود. (27) 29.دفع هفتاد بلا جمیل گوید، شنیدم که امام صادق (ع ) مى فرمود: هرکس هفتاد بار بگوید: ما شاءالله لا حول و لا قوة الا بالله هفتاد نوع بلا از او بگردد که آسان تر از همه ، خنق و خفه شدن باشد. گفتم : قربانت ! خنق چیست ؟ فرمود: مقصود این است که دچار دیوانگى نشود تا خفه گردد. (28) 30.درمان دردها از امام صادق (ع ) نقل شده که فرمود: هر دردمند دست خود را به موضع درد بگذارد و بگوید: «بسم الله و بالله و محمد رسول الله صلى الله علیه و آله و لا حول و لا قوة الا بالله اللهم امسح عنى ما اجد» ؛ (به نام مقدس ‍ خدا و مقام رسول خدا حضرت محمد (ص ) استعانت و کمک مى جویم چون غیر از قدرت خدا هیچ قدرتى را موثر نمى دانم ، خدایا دردى را که در وجودم احساس مى کنم برطرف فرما.) پس با دست راست موضع درد را سه مرتبه مسح کند. (29)